افسانه غم انگیزنارسیس واکو


داستان غم انگیز درباره Narcissus نارسیس (خودشیفتگی) و echo اکو





در اساطیر یونان باستان , داستان های زیادی در مورد جوان بسیار زیبایی به نام نارسیوس Narcissus یا Narkissos وجود دارد که هر کس به او نگاه میکرد در عرض چند ثانیه محو جمال او می شد , می گویند این جوان زیبا رو عاشقان زیادی داشته که همه را از خود می رانده وبه هیچ کدام از ان ها توجهی نمیکرده ....


دختری زیبا به نام echo( که او را در ادبیات بانوی کوه نامیدند) در دره ای زیبا زندگی میکرد , به عقیده برخی از مورخان او به نفرین یکی از خدایان دچار شده بود وبه همین دلیل فقط می توانست چند کلمه اخر حرف ها را تکرار کند , به همین دلیل او را echo (انعکاس) نامیدند ....



یک رو ز وقتی نارسیوس با دوستانش به گردش می رود , هنگام چیدن یک گل توقف میکند و به همین دلیل ردپای دوستانش را گم میکند وقتی که به دنبال دوستانش میرود از کنار درختی عبور میکند که echoاکو در انجا درحال استراحت بود , echo در نگاه اول عاشق و دلباخته ی نارسیوس میشود و از ان جایی که تحمل گم کردن اورا ندارد مخفیانه او را تعقیب می کند.


اکو دوست دارد با او صحبت کند اما به دلیل ضعفی که در ادای کلمات داشت قادر به سخن گفتن نبود.تا این که Narcissus دوستانش را صدا می زند و Echo جملات او را تکرار می کند.



اکو پس از چندبار تکرار آخرین جملات نارسیس در مقابل او ظاهر شده و سعی می کند که Narcissus را در آغوش بگیرد اما Narcissus او را پس زده و فرار می کند!!!


اکو شکست خورده از عشق , از ان روز به هیچ غذایی لب نیمزند و چون نارسیسوس به عشق او پاسخ نداد او را نفرین میکند و سرانجام نارسیوس به نفرین اکو دچار شد ه و

یک روز که Narcissus تشنه می شود و برای خوردن آب به کنار برکه می رود،قبل از این که آب بخورد،متوجه صورت زیبای جوانی در آب می شود که به او زل زده،او فقط انعکاس تصویر خود را در آب می دید اما نمی توانست این را تشخیص دهد،او همانند Echo پس از دیدن تصویر خود چنان بی تاب شد که دست از غذاخوردن کشید،و انقدر برلب جوی نشست و در غم فراق خود گریست و درهمان جا مرد, و بدنش به صورت گلی در امد که نام ان را نارسیوس یا گل نرگس نامیدند.

#فریده_گلشیری مشاوروروانشناس

/ 1 نظر / 171 بازدید
syren

مبلمان اداری سی رن